
مـــــــــــــــــــــــــــــــادر
چه واژه پر باریست ، سرشار از عشق و امید و چه قدر این واژه لطیف است و در عین لطافت
چقدر مقاوم و بلند ،همچون کوه پرصلابت و استوار ...
مادر ؛ چقدر با تکرار این واژه آرامش میگیرم ، سایه اش چه نسیم خنکی دارد ، با دیدن چهره
اش قلبم سرشار از امیدمیشود چشمان مهربانش مرا به ایستادگی میخواند.
++++ گر که تو را آزردم من ،، مادر حلالـــــم کن
***************************************************
هـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــای....
ای اهل آتش ........................
کی شود دریا به پوز ســـــــــــــــــــــــــــــــــــــــگ نجس !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
اول سلام
بعد یه بیت شعر به افتخار ورودم :
آمدی جانم به قربانت ....دلم تنگ شده بود برات ![]()
بعدشم اینکه انتخاباتم به خوبی تموم شد و خداوند یاری کرد که تقریبا حداکثرکاندیدای اصلح ها انتخاب بشن (البت به غیر بعضیا.... )
انشالله که میتونن کمی از محبتهای مردم رو با ورودشون به خانه ی ملت جبران کنن
یه چیزی هم بگم تا خفه نشدم :::::
آهای نمایندگــــــــــــــــــــان
فقط ،،، حق الـــــــــــــــــــــــــــــنــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــاس
یادتون باشه
++++آدم است دیگر...
یک روز حوصله هیچ چیز را ندارد...
دوست دارد بردارد ...
خودش را ...
بریزد دور...
لیست لینکام تکونده شدن ،، گفته باشم الان ،، بعدا" نیاین بگید چرا حذف شدیم ...
ناراحتی نداره که !!!
شما هم همین نامردی ایی که من در حقتون کردمو بکنید و بنده رو حذف بفرمایید ..
++++ کامنت ها هم تایید شدن
تا آب هست تیمم حرام است.. من چرا جواب بدم تا پیر طریقت هست؟
بسم الله..
امام خميني(رحمت اللّه عليه) مي فرمايند:
برداشتهايي كه از انتظار فرج شده است؛ بعضي اش را من عرض مي كنم. بعضي ها انتظار فرج را به اين مي دانند كه در مسجد، در حسينيه، در منزل بنشينند و دعا كنند و فرج امام زمان ـ سلام الله عليه ـ را از خدا بخواهند. اينها مردم صالحي هستند كه يك همچو اعتقادي دارند. بلكه بعضي از آنها را كه من سابقاً مي شناختم بسيار مرد صالحي بود، يك اسبي هم خريده بود، يك شمشيري هم داشت و منتظر حضرت صاحب ـ سلام الله عليه ـ بود.اينها به تكاليف شرعي خودشان هم عمل مي كردند و نهي از منكر هم مي كردند و امر به معروف هم مي كردند، لكن همين، ديگر غير از اين كاري ازشان نمي آمد و فكر اين مهم كه يك كاري بكنند، نبودند.
يك دسته ي ديگري بودند كه انتظار فرج را مي گفتند اين است كه ما كار نداشته باشيم به اينكه در جهان چه مي گذرد؛ بر ملت ها چه مي گذرد، بر ملت ما چه مي گذرد، به اين چيزها ما كار نداشته باشيم، ما تكليف هاي خودمان راعمل مي كنيم، براي جلوگيري از اين امور هم خود حضرت بيايند إن شاءالله، درست مي كنند؛ ديگر ما تكليفي نداريم. تكليف ما همين است كه دعا كنيم ايشان بيايند و كاري به كار آنچه در دنيا مي گذرد يا در مملكت خودمان مي گذرد، نداشته باشيم. اينها هم يك دسته اي، مردمي بودند كه صالح بودند.
يك دسته اي مي گفتند كه خوب، بايد عالم پر [از] معصيت بشود تا حضرت بيايد؛ ما بايد نهي از منكر نكنيم، امر به معروف هم نكينم تا مردم هر كاري مي خواهند بكنند؛ گناه ها زياد بشود كه فرج نزديك بشود. يك دسته اي از اين بالاتر بودند، مي گفتند: بايد دامن زد به گناهها، دعوت كرد مردم را به گناه تا دنيا پر از جور و ظلم بشود و حضرت ـ سلام الله عليه ـ تشريف بياورند. اين هم يك دسته اي بودند كه البته در بين اين دسته، منحرفهايي هم بودند، اشخاص ساده لوح هم بودند، منحرفهايي هم بودند كه براي مقاصدي به اين دامن مي زدند.
يك دسته ي ديگري بودند كه مي گفتند كه هر حكومتي اگر در زمان غيبت محقق بشود، اين حكومت باطل است و برخلاف اسلام است. آنها مغرور بودند. آنهايي كه بازيگر نبودند، مغرور بودند به بعض رواياتي كه وارد شده است بر اين امركه هر عَلَمي بلند بشود قبل از ظهور حضرت، آن علم، علم باطل است. آنها خيال كرده بودند كه نه، هر حكومتي باشد، در صورتي كه آن روايات [اشاره دارد]كه هر كس علم بلند كند با علم مهدي، به عنوان "مهدويت "بلند كند، [باطل است.]
حالا ما فرض مي كنيم كه يك همچو رواياتي باشد، آيا معنايش اين نيست كه تكليفمان ديگر ساقط است؟ يعني، خلاف ضرورت اسلام، خلاف قرآن نيست اين معنا كه ما ديگر معصيت بكنيم تا پيغمبر بيايد، تا حضرت صاحب بيايد؟ حضرت صاحب كه تشريف مي آورند بري چي مي آيند؟ براي اينكه گسترش بدهند عدالت را، براي اينكه حكومت را تقويت كنند، براي اينكه فساد را از بين ببرند. ما برخلاف آيات شريفه ي قرآن دست از نهي از منكر برداريم، دست از امر به معروف برداريم و توسعه بدهيم گناهان را براي اينكه حضرت بيايند؟ حضرت بيايند چه مي كنند؟ حضرت مي آيند، مي خواهند همين كارها را بكنند.الآن ديگر ما هيچ تكليفي نداريم؟ ديگر بشر تكليفي ندارد، بلكه تكليفش اين است كه دعوت كند مردم را به فساد؟ به حسب رأي اين جمعيت، كه بعضيشان بازيگرند و بعضيشان نادان، اين است كه ما بايد بنشينيم، دعا كنيم به... آمريكا...و ...اذنابشان...و امثال اينها تا اين كه عالم را پر كنند از جور و ظلم و حضرت تشريف بياورند. بعد حضرت تشريف بياورند، چه كنند؟ حضرت بيايند كه ظلم و جور را بردارند؛ همان كاري كه ما مي كنيم و ما دعا مي كنيم كه ظلم و جور باشد!حضرت مي خواهند همين را برش دارند. ما اگر از دستمان مي رسيد، قدرت داشتيم، بايد برويم تمام ظلم و جورها را از عالم برداريم. تكليف شرعي ماست، منتها ما نمي توانيم. ايني كه هست اين است كه حضرت عالم را پر مي كند از عدالت؛ نه شما دست برداريد از تكليفتان، نه اينكه شما ديگر تكليف نداريد.
ما تكليف داريم كه، ايني كه مي گويد حكومت لازم نيست، معنايش اين است كه هرج و مرج باشد. اگر يك سال حكومت در يك مملكتي نباشد، نظام در يك مملكتي نباشد، آن طور فساد پر مي كند مملكت را كه آن طرفش پيدا نيست. آني كه مي گويد حكومت نباشد، معنايش اين است كه هرج و مرج بشود، همه هم را بكُشند؛ همه به هم ظلم بكنند براي اينكه حضرت بيايد. حضرت بيايد چه كند؟ براي اينكه رفع كند اين را. اين يك آدم عاقل، يك آدم سفيه نباشد، اگر مغرض نباشد، اگر دست سياست اين كار را نكرده باشد كه بازي بدهد ماها را كه ما كار به آنها نداشته باشيم، آنها بيايند هر كاري مي خواهند انجام بدهند، اين بايد خيلي آدم نفهمي باشد!
اما مسئله اين است كه دست سياست در كار بوده؛ همان طوري كه تزريق كرده بودند به ملتها، به مسلمين، به ديگر اقشار جمعيتهاي دنيا كه سياست كار شماها نيست؛ برويد سراغ كار خودتان و آن چيزي كه مربوط به سياست است، بدهيد به دست امپراتورها.خوب، آنها از خدا مي خواستند كه مردم غافل بشوند و سياست را بدهند دست حكومت و
به دست ظلمه، دست آمريكا، دست شوروي، دست امثال اينها و آنهايي كه اذناب اينها هستند و اينها همه چيز ما را ببرند، همه چيز مسلمانها را ببرند، همه چيز مستضعفان را ببرند و ما بنشينيم بگوييم نبايد حكومت باشد، اين يك حرف ابلهانه است، منتها چون دست سياست در كار بوده، اين اشخاص غافل را، اينها بازي دادند و گفتند: شما كار به سياست نداشته باشيد، حكومت مال ما، شما هم برويد توي مسجدهايتان بايستيد نماز بخوانيد! چه كار داريد به اين كارها؟
اينهايي كه مي گويند كه هر علمي بلند بشود و هر حكومتي، خيال كردند كه هر حكومتي باشد اين برخلاف انتظار فرج است. اينها نمي فهمند چي دارند مي گويند. اينها تزريق كرده اند بهشان كه اين حرفها را بزنند. نمي دانند دارند چي چي مي گويند.حكومت نبودن، يعني اينكه همه ي مردم به جان هم بريزند، بكشند هم را، بزنند هم را، از بين ببرند، برخلاف نص آيات الهي رفتار بكنند. ما اگر فر ض مي كرديم دويست تا روايت هم در اين باب داشتند، همه را به ديوار مي زديم؛ براي اينكه خلاف آيات قرآن است.اگر هر روايتي بيايد كه نهي از منكر را بگويد نبايد كرد، اين را بايد به ديوار زد. اين گونه روايت قابل عمل نيست. و اين نفهمها نمي دانند چي مي گويند، هر حكومتي باشد حكومت [باطل] است!...اينها يك چيزهايي است كه اگر دست سياست در كار نبود، ابلهانه بود، لكن آنها مي فهمند دارند چي مي كنند. آنها مي خواهند ما را كنار بزنند.
بله، البته آن پركردن دنيا را از عدالت، آن را ما نمي توانيم [پر]بكنيم. اگر مي توانستيم، مي كرديم، اما چون نمي توانيم بكنيم ايشان بايد بيايند. الآن عالم پر از ظلم است. شما يك نقطه هستيد در عالم. عالم پر از ظلم است. ما بتوانيم جلوي ظلم را بگيريم، بايد بگيريم؛ تكليفمان است. ضرورت اسلام و قرآن [است،] تكليف ما كرده است كه بايد برويم همه كار را بكنيم. اما نمي توانيم بكنيم؛ چون نمي توانيم بكنيم، بايد او بيايد تا بكند. اما ما بايد فراهم كنيم كار را. فرام كردن اسباب اين است كه كار را نزديك بكنيم، كار را همچو بكنيم كه مهيا بشود عالم براي آمدن حضرت ـ سلام الله عليه ـ در هر صورت، اين مصيبتهايي كه هست كه به مسلمانها وارد شده است و سياستهاي خارجي دامن بهش زده اند، براي چاپيدن اينها و براي از بين بردن عزت مسلمين [است].و باورشان هم آمده است خيليها.شايد الآن هم بسياري باور بكنند كه نه، حكومت نبايد باشد، زمان حضرت صاحب بايد بيايد حكومت. و هر حكومتي در غير زمان حضرت صاحب، باطل است؛ يعني، هرج و مرج بشود، عالم به هم بخورد تا حضرت بيايد درستش كند! ما درستش مي كنيم تا حضرت بيايد.
صحيفه امام؛ ج 21، ص 13
تزشان اين است كه بگذاريد كه معصيت زياد بشود تا حضرت صاحب بيايد. حضرت صاحب مگر براي چي مي آيد؟ حضرت صاحب مي آيد معصيت را بردارد، ما معصيت كنيم كه او بيايد؟
صحيفه امام؛ ج 17، ص 534
نگوييد بگذار تا امام زمان (ع) بيايد. شما نماز را هيچ وقت مي گذاريد تا وقتي امام زمان (ع)آمد بخوانيد؟ حفظ اسلام واجب تر از نماز است.منطق حاكم خمين را نداشته باشيد كه مي گفت: بايد معاصي را رواج داد تا امام زمان (ع)بيايد!اگر معصيت رواج پيدا نكند حضرت ظهور نمي كند!
ولايت فقيه؛ ص58
اگر نظر شماها مثل نظر بعض عاميهاي منحرف آن است كه براي ظهور آن بزرگوار بايد كوشش در تحقق كفر و ظلم كرد تا عالم را ظلم فراگيرد و مقدمات ظهر فراهم شود، فإنّا لله و انّا اليه راجعون.
صحيفه امام؛ ج 21، ص 447
اگر اين جمهوري اسلامي از بين برود، اسلام آنچنان منزوي خواهد شد كه تا آخر ابد، مگر در زمان حضور حضرت، نتواند سرش را بلند كند.لابد شما هم مي گوييد كه بايد ما يك دولت كافر ظالمي پيش بياوريم تا ظلم زياد بشود، تا حضرت ظهور كند! خوب، يك طريقه اي است، شما خيال مي كنيد نيست همچو افرادي، يك همچو افرادي هستند كه معنا ندارد حكومت باشد، يك حكومت عدل اصلاً نبايد باشد، بايد جلويش را گرفت تا حضرت تشريف بياورند.
صحيفه امام؛ ج 16، ص 139
اين نويسنده ي جاهل (1) باز در كتابچه پوسيده حرفهايي نسنجيده به دين و دينداران نسبت مي دهد و از آن نتيجه هاي شگفت آور مي گيرد. مي گويد: دين امروز ما مي گويد هر دولتي كه پيش از قيام قائم برپا شود، باطل است. "كُلّ رايهٍ ترفع قَبلَ قيام القائم فصاحبُها طاغوتٌ يعبدٌ مِن دون الله ".
...اين نويسنده مطالب را درهم و برهم كرده، و روي هم ريخته [و] بيخردانه به اعتراض برخاسته.اين احاديث هيچ مربوط به تشكيل حكومت خدايي عادلانه كه هر خردمند لازم مي داند نيست؛ بلكه... دو احتمال است:
يكي، آنكه راجع به خبرهاي ظهور ولي عصر باشد و مربوط به علامات ظهور باشد و بخواهد بگويد علمهايي كه به عنوان "امامت "قبل از قيام قائم برپا مي شود، باطل است چنانچه در ضمن همين روايات علامتهاي ظهور هم ذكر شده است؛ و احتمال ديگر آنكه از قبيل پيشگويي باشد از اين حكومتهايي كه در جهان تشكيل مي شود تا زمان ظهور، كه هيچ كدام به وظيفه ي خود عمل نمي كنند و همين طور هم تاكنون بوده، شما چه حكومتي در جهان از بعد از حكومت علي بن ابيطالب ـ عليه السلام ـ سراغ داريد كه حكومت عادلانه باشد و سلطانش طاغي و برخلاف حق نباشد؟
اكنون اگر كسي تكذيب كند از وضع يك حكومتي كه اين حكومتها جائرانه است و كسي هم تا زمان دولت حق نمي تواند آنها را اصلاح كند چه ربط دارد به اينكه حكومت عادلانه نبايد تشكيل داد؟ بلكه اگر كسي جزئي اطلاع از اخبار ما داشته باشد مي بيند كه هميشه امامان شيعه آنكه حكومتهاي زمان خود را حكومت ظالمانه مي دانستند و با آنها آنطورها كه مي دانيد سلوك مي كردند در راهنمايي براي حفظ كشور اسلامي و در كمكهاي فكري و عملي كوتاهي نمي كردند و در جنگهاي اسلامي در زمان خليفه ي جور باز شيعيان (ع) پيشقدم بودند. جنگهاي مهم و فتح هاي شاياني كه نصيب لشكر اسلام شده، مطّلعين مي گويند و تاريخ نشان مي دهد كه يا به دست شيعيان علي (ع) يا به كمكهاي شايان تقدير آنها بوده.
شما همه مي دانيد كه سلطنت بني اميه در اسلام بدترين و ظالمانه ترين سلطنتها بوده، و دشمني و رفتارشان را با آل پيغمبر و فرزندان علي بن ابيطالب، همه مي دانيد؛ و در ميان همه بني هاشم، بدسلوكي و ظلمشان نسبت به علي بن الحسين زين العابدين بيشتر و بالاتر بود، به همين سلطنت وحشيانه جائرانه ببينيد علي بن الحسين چقدر اظهار علاقه مي كند.
در كتاب صحيفه سجاديه مي گويد: "اللّهم صلّ علي مُحمدٍ و آله و حَصّن ثُغُور المسلمين بِعزّتك، و أيد حُماتها بِقُوتك، وأسبغ عطايا هُم مِن جدتك ،...و كثر عدتهم ،واشحذ اسلحتهم،واحرس حوزتهم،وامنع حَومتهُم، و ألّف جمعهُم، و دبّر أمرهُم، و واتِر بين مِيرهِم، و تَوَحّد بِكفايه مُؤتهِم، و اعضُدهُم بانّصر، و أعِنهُم بالصّبر، و الطف لهم في المكر. "(2) تا آخر اين دعا كه قريب هشت صفحه است و در آن براي لشكريان دستورهايي است كه شرح آن يك كتابچه مي خواهد.
كشف اسرار؛ ص 225
اكنون كه دوران غيب امام ـ عليه اسلام ـ پيش آمده و بناست احكام حكومتي اسلام باقي بماند و استمرار پيدا كند و هرج و مرج روا نيست، تشكيل حكومت لازم مي آيد. عقل هم به ما حكم مي كند كه تشكيلات لازم است تا اگر به ما هجوم آوردند، بتوانيم جلوگيري كنيم، اگر به نواميس مسلمين تهاجم كردند دفاع كنيم.
شرع مقدس هم دستور داده كه بايد هميشه در برابر اشخاصي كه مي خواهند به شما تجاوز كنند براي دفاع آماده باشيد. براي جلوگيري از تعدّيات افراد نسبت به يكديگر هم، حكومت و دستگاه قضايي و اجرايي لازم است. چون اين امور به خودي خود صورت نمي گيرد، بايد حكومت تشكيل داد. ...
اكنون كه شخص معيني از طرف خداي تبارك و تعالي براي احراز امر حكومت در دوره ي غيبت تعيين نشده است، تكليف چيست؟ آيا بايد اسلام را رها كنيد؟ ديگر اسلام نمي خواهيم؟ اسلام فقط براي دويست سال بود؟ يا اينكه اسلام تكليف را معين كرده است؛ ولي تكليف حكومتي نداريم؟
معناي نداشتن حكومت اين است كه تمام حدود و ثغور مسلمين از دست برود، و ما با بي حالي دست روي دست بگذاريم كه هر كاري مي خواهند بكنند؟ و ما اگر كارهاي آنها را امضا نكنيم رد نمي كنيم. آيا بايد اينطور باشد؟ يا اينكه حكومت لازم است و اگر خدا شخص معيني را براي حكومت در دوره ي غيبت تعيين نكرده است لكن آن خاصيت حكومتي را كه از صدر اسلام تا زمان حضرت صاحب (ع) موجود بود براي بعد از غيبت هم قرار داده است.
ولايت فقيه؛ ص 39
-----------------------------------------------------------------------------------------
پينوشتها:
1- مراد، نويسنده ي كتاب "اسرار هزارساله " است.
2-بار خدايا، بر محمد و آل او درود فرست، و مرزهاي مسلمانان را به غلبه و تسلط خود استوار ساز، و نگهدارندگان آن مرزها را به نيروي خويش توانايي ده، و بخشهاي ايشان را از توانگري ات فراوان گردان. بار خدايا، بر محجمد و آل او درود فرست، و عده و شمارش (جماعت و گروه) ايشان را بسيار فرما، و سلاحها (و ابزار جنگ مانند شمشير و نيزه و تير) آنان را تيز و برّا نما، و حدود و اطراف ايشان را نگهداري كن، و دور و برشان را محكم گردان، و گروهشان را پيوند و آشنايي ده، و كارشان را شايسته فرما، و آذوقه هاشان را پي در پي برسان، و سختيهاشان را به تنهايي كارگزاري كن، و ايشان را به ياري كردن و كمك و به شكيبايي همراهي و در مكر و فريب (ايشان به دشمنانشان) دقت نظر عطا فرما (كه دشمن مكر و فريبشان را در نيابد، يا آنها را از مكر و فريب دشمنانشان ايمن بدار كه زياني به آنان نرسد.)؛ صحيفه سجاديه؛ دعاي 27.
یه دلنوشته برای حضرت ماه (مدظله العالی ) که جان ها به فدایش
این متن زیبارو یکی از مخاطبین گمنام ( وبلاگ کامنت گذاشته بودن
حیفم اومد که یه پست جدا براش نزنم ؛ انشالله که شما هم لذت ببرید ....
-------------------------------------------------------------------
چقدر راست گفتند كه مؤمن در دنيا غريب است! و تو رهبر من،از همه بيشتر غريبي...
بعد سفر اماممان روح الله"ره"،تو ماندي و اين همه درد و مصيبت و سختي و مشكلات!
فيلمتان را ديده ام كه قبول نميكرديد پرچم ولايت را به دوش بكشيد!آخر ميدانستيد كه سخت است....
شما مي گفتي: مگر من خميني مي شوم؟ و شهيد دستغيب ميگفت: اگر مسلمين هميشه حاضر باشند خدا بهتر از امام خميني (قدس ) را هم برايشان مي فرستد!
و تو براي ما بهتريني!
عشق من!
چرا نگذاشتي از خانه ات فيلمي بگيرند تا عالم و آدم بدانند كه رهبر جامعه مان، با اينكه فرمانده كل قواست اما همچنان علي وار زندگي مي كند و فقط يك بار در هفته غذايش برنج است!
كاش مي گذاشتي و نمي گفتي كه: مي ترسم مردم باورشان نشود!
اما آقاي من مردم كه باورشان ميشود،بايد فكري به حال نامردمان كرد...
شما كه از بيت المال نه چيزي مي خوريد و نه مي پوشي متهمي!آنان كه سفره هاي غذاشان بوي حق الناس مي دهد عزيزترند!
سرور من!چرا بعد مجروحيت دستتان كه رفته بوديد به سفرچين نگذاشتي كه با طب سوزني يك هفته اي درمانت كنند؟چرا مثل هميشه مهرباني به خرج دادي و گفتي:معلولين مثل من در ايران زيادند،اگرهمه آنها آمدند من هم مي آيم...
كاش مي گذاشتي همان موقع درمانت كنند كه اين روزها مارا به خاطر دعا براي جانت مسخره نكنند!
مسجد ابوذر از سال 60 شاهد عشق تو بود....خودش هر پنجره اذان كه ميدهد دعايت ميكند!
مولاي من!چرا وقتي آيت الله حسن زاده آملي،مولا صدايت ميزند ناراحت مي شوي و ميگويي اينطور خطابم نكنيد....؟
مرحبا به آيت الله حسن زاده آملي كه جواب داد:اگر يك مكروه از شما سراغ داشتم،اين كار را نمي كردم!
و شما يا ايها العزيز!
بگذر از سر تقصيرات بعضي ها كه دوستت نمي دارند و از محبتي كه همگان برايت ابراز ميكنند خشمگينند و مي گويند:بت نسازيد از كسي كه معصوم نيست
اصلا آقاجان شما مخلِص هم نيستي!اين را مطمئنم.
رهبر من!شما مخلَصي.
شما نورچشم ما و آرام جان مايي!
هركس هرچه مي خواهد بگويد.ما به حرف علامه حسن زاده گوش مي دهيم كه استادش علامه طباطبايي فرمود:نشناخت كسي حسن زاده را جز امام زمان"عج".
ما گوش به حرف آيت الله بهاء الديني آن عارف بزرگ مي دهيم كه فرمود:
آقاسيدعلي حقيقت ولايت فقيه هستند و رهبر ، ما به حرف شهدايمان گوش مي دهيم ، كه چه زيبا توصيفت ميكنند.و مثل شهيدصيادشيرازي در قنوت هر نمازمان براي شما دعا ميكنيم.و چون آيت الله بهجت،براي سلامتي ات تا آخر عمر ختم صلوات نذر مي كنيم.
اينجا كه خيلي ها قَدرت را نمي دانند،اما كوفي عنان و پوتين و خاویر پرز دكوئيار و بني صدر دَرْكت كردند و تو را خوب فهميدند.
بدا به حال ما كه شكر نمي كنيم نعمت حضورت را...
آقاي آقاسيدعلي ؛ آقا ، جونم فدات!
«اَللّهُمَّ صَلِّ عَلي مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ»
*****************************************
+++ بعضیا مث مزاحم تلفنی می مونن !!!! مدلم اینجوریه که تلفنو اِشغال بزارم به جای برنداشتن گوشی .....
پیدا کردن نخود سیاه هم بد دردیه هااااااا
دوشینه به خواب اندر دیدم به میخانه
شیخی شده پابرجا در کسوت پیرانه
من جامه تقوا را بگرفته بدم، اما
وآن شیخ بدادم می با دست کریمانه
گفتم که مرا کاری با می نبود باری
تسخر زد و گفت آری می نوش دلیرانه
ناگاه ندا آمد از عقل مآل اندیش
پندم بشنو جانا برگرد به کاشانه
جان و دل و دینم را بنهاده و برگفتم
این است قمار آخر افسون تو افسانه
گفتش ز قمار آخر برگوی به ما اینک
از حال خود و شمع و از آتش و پروانه
گفتم که مکن نفی ام در جلوه او دیدم
اسرار اناالحق و دار و سر و پیمانه
+++ در خودتان بصیرت ایجاد کنید، قدرت تحلیل در خودتان ایجاد کنید.هر ضربه ای که درطول تاریخ ما مسلمانان خوردیم،از ضعف قدرت تحلیل بود.
امام خامنه ای مدظله العالی
حضرات !!!!
که خوب گوش کردن :
((در حال حاضر پرونده آمريكا و مسئله مربوط به آن در اختيار شخص ولي فقيه است و هيچ شخصي در هيچ جايگاه و مقامي جز مقام معظم رهبري در اين رابطه نمي توانند كاري بكند))
فکر نکنم ،، همچنان به خواب چهار فصلی خود ادامه بدین .....
پس حالا هم که قرار به بیدار نشدنتان است ، بدانید که :
((جاده انقلاب يكطرفه است و دشمنان امام كه از روبرو مي آيند بايد بدانند كه ما ترمز بريده ايم و اهل كنار كشيدن نيستيم))حاج حسین شریعتمداری
+++گفتی: شنیده ام که سلامت نمی کنند//گفتم: مگو؛ جواب سلامم نمی دهند!!
آب! بسوزد دلت
خاک! شود خاک عزا بر سرت
باد! پریشان شوی
چشم! الهی که بباری فقط
پیش نگاه شما... مادر خورشید سوخت
الان ؛اگه فردوسی نبود ، مکتب پیامبر (ص) از بین رفته بود واقعا !!!!؟؟؟؟؟
در این که فردوسی جان سی سال زحمت کشیدن برای زنده نگه داشتن زبان پارسی که شکی نیست ، دستشان درد نکند ؛ خداوند اجر خیر به ایشان عنایت بفرماید ، انشالله
ولی ،ولی ،ولی .....
این یعنی نجات دادن مکتب رسول الله (ص) ؟؟؟؟؟
پس اینهمه خونی که ریخته شده بابت آبیاری درخت اسلام چه میشود ؟؟؟؟
یعنی لازمه اینهمه حرف ..... زده بشود ؟؟؟؟
هر دم از این باغ بری میرسد ........
..................................................................
امروزم که :
روز جمهوری اسلامی ایران مبارکتان باشد
اسلامی رو بزرگتر قید فرمودیم که بعضی ها خیال خام نفرمایند
هنوز با همون یه خط پست قبلم موافقم
به عبارتی تو همون حال و هوا بودم ، که با سخنرانی حضرت ماه (مدظله العالی ) دچار انرژی مضاعف شدم :
((مشکل دشمنان ما مساله هسته ای نیست ، مساله آنها جمهوری اسلامی است که مثل شیر در
مقابل آنها ایستاده است.)) تکبیر
((امریکا گرفتار است، ممکن است دیوانگی کنند.))
((ما سلاح اتمی نداریم و نخواهیم ساخت اما در برابر تهاجم دشمنان چه امریکا و چه رژیم صهیونیستی در همان سطحی که دشمن حمله کند به آنها حمله خواهیم کرد.)) اینجا دیگه تکبیر هم کمش بود
نمیدونم چرا این شعر حضرت ماه اینقد حال آدمو داغون میکنه !!
حرفی بگوی و از لب خود کام ده مرا
ساقی زپا فتاده شدم جام ده مرا
فرسود دل ز مشغله جسم و جان بیا
بستان زخود فراغت ایام ده مرا
رزق مرا حواله به نامحرمان مکن
از دست خویش باده گلفام ده مرا
بوی گلی مشام مرا تازه میکند
ای گلعذار بوسه به پیغام ده مرا
بنما تبسمی و خزانم بهار کن
ای نخل بارور گل بادام ده مرا
عمرم برفت و حسرت مستی زدل نرفت
عمری دگر زمعجزه جام ده مرا
ای عشق شعله بر دل پر آرزو بزن
چندی رهایی از هوس خام ده مرا
جانم بگیر و جام می از دست من مگیر
ای مدعی هر آنچه دهی نام ده مرا
مرغ دلم به یاد رفیقان به خون تپید
یا رب امید رستن از این دام ده مرا
بشکفت غنچه دلم ای باد نوبهار
خندان دلی بسان «امین» وام ده مرا